تبليغاتX
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
کانون پژوهشهای ایرانشناسی
 
 
Iranology Research: تاریخ، فرهنگ، استوره، دین، ادب و جشنهای ایران
 

بنیاد جمشید برگزار میکند

دوره آموزشی تاریخ ایران باستان

8 نشست در 8 هفته


ایران پیش از تاریخ

مادها

کوروش نخستین پادشاه همه آسیا

داریوش و هخامنشیان

اسکندر مقدونی و سلوکیان

پارتهای اشکانی

اردشیر بابکان و انقلاب ساسانیان

سرنگونی ساسانیان به دست اعراب


آموزگار: بهرام روشن ضمیر


بنیاد جمشید برگزار میکند

دوره آموزشی فرهنگ ایران باستان


8 نشست در 8 هفته


خدایان آریایی

زرتشت و دین مزدیسنا

زروانگرایی

دین مانی

مهرپرستی

جشنهای ایرانی

گاهشماری ایرانی

  زبانهای باستانی ایران


آموزگار: بهرام روشن ضمیر


آغاز دوره ها: 3 خرداد 1391

تلفن نام نویسی (از ساعت 3 تا 7 عصر): 88825212 خانم فرهادی

بنیاد جمشید: خ کریمخان، خردمند شمالی، نبش کوچه اعرابی غربی پلاک 4 طبقه 2



 |+| نوشته شده در  91/01/28ساعت 11  توسط ایرانشناسی  | 

حایری زاده در مجلس هفدهم: «من حتي الامکان سعي مي کنم که سوء ظني نباشم منثل جناب آقاي دکتر مصدق که خيلي سوء ظني است، من سوء ظني نيستم و عمل مسلم را حمل بر صحت مي کنم. اگر عاقد قرارداد آن کسي که قرارداد 1933 را در مجلس امضا کرده است چون خواهرزاده ايشان (مصدق) است رئيس نفت مي شود، من اعتراض نمي کنم چون لابد مصلحت دانسته اند، يا اگر برادرزاده ايشان که اين جنايات چند ساله که فرياد من و ايشان اين همه بلند بود کسي که کاشاني را گرفت و تبعيد کرد و چنان جنايتي کرد او را رئيس تمام مرزهاي ايران بکنند. مي گويم شايد در فشار فاميلي واقع شده اند، من اعتراض نمي کنم ولي يک مسائلي است که مسائل اصولي است، مسائل حساسي است براي مملکت. من پاي مرگ هم باشد قبول نمي کنم....ابداً روزنه اميدي براي رفع بحران فعلي و بدبختي مملکت نمي بينم و اين دکان نفت را که براي جماعتي نان و آب و براي مملکت فلاکت و نکبت بار آورده بايد بست و فکر ديگري کرد ... از دولت ايشان پرسش خيلي مختصر است راجع به امنيت داخلي در بيست ماه اخير و مقايسه آن با بيست ماه قبل از دولت جناب دکتر محمد مصدق. آيا در اين مدت چه کشتارها شده که اولين دفعه آن موقع ورود هاريمن بود که جماعتي روي منافع سياست خارجي به طرف مجلس آمدند و با قواي دولتي تصادم حاصل شد و جمعي کشته و دستگير و حبس شدند و جناب دکتر مصدق ابداً مسئوليت اين جنايات را قبول نکرده و فرمودند رئيس نظميه طبق ميل شاه معلوم شده و من مسئول نيستم و رئيس نظميه را که چند روز بيشتر نبود متصدي شده بود حبس کردند و موضوع ماست مالي شد و در دفعات بعد کراراً از اين قبيل جنايات اتفاق افتاد. گاهي عامل را منتسب به چپ، گاهي به راست معرفي نمودند گاهي منجر به آتش زدن خانه، روزنامه، مغازه شد گاهي در محيط مدارس سر و دست شکست... عجالتا پرسش من از دولت اين است که بيلان 20 ماه قبل از حکومت ايشان بدهد تا معلوم شود چه کسي منافع انگلستان راکه جز خرابي اين مملکت نيست تأمين کرده است؟»


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/02/27ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 
یکی از پژوهشهای خوبی که در زمینه تاریخ ملی شدن نفت و مصدق انجام شده را جناب آقای منصور مهدوی انجام داده اند. البته که در پژوهش ایشان نیز نوعی کاریزما نسبت به شخصیت آیت الله کاشانی و اسلامگرایی وجود دارد و حتا شاید بشود گفت کار ایشان سفارشی هم باشد. ولی انبوه منابع باعث میشود که نتوان پژوهش یاد شده را نادیده انگاشت. به گونه ای که میشود گفت هیچ جمله ای بدون ماخذ گفته نشده و با وسواس علمی کامل به تاریخ پرداخته شده است. این پژوهش طبعا مورد توجه و علاقه کسانی که مصدق را آلترناتیوی برای دیکتاتوری پهلوی دانسته و آنرا سمبل آزادی (با تعریف لیبرالی) و دموکراسی پارلمانی میدانند، قرار نخواهد گرفت. بدبختانه بیشتر تاریخ پژوهان و علاقه مندان به تاریخ معاصر، نخست مصدق را به عنوان یک سمبل برای همه چیزهای خوب پذیرفته و سپس به کنکاش بیشتر رو می آورند. حال آنکه اگر پیشفرض های ذهنی 60 سال اخیر را کنار بگذاریم، در لابلای تاریخ خواهیم دید که مصدق اگر اصرار داشته باشیم تا او را سمبل چیزهایی بدانیم، آن چیزها پوپولیسم و عوامفریبی و بهره گیری نامشروع و ناجوانمردانه از توده های غیرمتشکل عوام و خیابانی کردن سیاست هستند. مصدق علنا با شعار قانون برای ملت است نه ملت برای قانون، دیده ای که هرگز پیش از مصدق در تاریخ ایران وجود نداشت و از آن پس تا همین امروز دردسرهای فراوانی برای ایرانیان ایجاد کرده است. همه تلاشهای یک قرن پیش از خود برای مشروطه خواهی را به نام ملت، نابود کرد. منصور مهدوی در این پژوهش نشان میدهد که زاهدی و شاه که پس از مصدق بر اریکه قدرت مطلق تکیه زدند، عملا به راهی رفتند که جاده صاف کنش شخص مصدق بود. مصدق آنقدر در این زمینه کوشا بود که تقریبا هیچگونه ابتکاری از سوی دیکتاتورهای پس از مصدق دیده نشده است. اگر رمان سرشناس 1984 نوشته نویسنده بزرگ انگلیسی جورج اورول را خوانده باشید، خواهید دید که فضای هراسناکی که در آن رمان ترسیم شده است، به شکل ناقص در راه پیاده سازی در دوران مصدق بود. حال آنکه آن فضای 1984 به هیچ روی همسانی به دوران پیش از مصدق و پس از او حتا در سخت ترین زمانهای دیکتاتوری پهلوی (دهه دوم حکومت رضا شاه و 15 سال پایانی حکومت محمدرضا شاه) هم اتفاق نیوفتاد. پوپولیسم نخستین فاز عملیاتی ایجاد یک حکومت توتالیتر است. حکومتی که در ایتالیای زمان موسولینی، آلمان دوران هیتلر و شوروی استالینی کاملا محقق شد. جورج اورول پس از نابودی دو حکومت اول و زمان اوجگیری حکومت استالین رمان خود را نوشت. درست همزمان با چاپ کتاب 1984 نهضت ملی شدن نفت در ایران به اوج رسید و مصدق بر قدرت تکیه زد. مشروطیت سست نهاد ایرانی در دوران دو ساله مصدق بین دو نوع توتالیتاریسم هزار و نهصت و هشتاد و چهاری سرگردان بود! هضم شدن در معده هیولایی به نام استالین یا تشکیل یک حکومت فاشیستی از جنس نازی ها در آلمان به رهبری پیشوایی به نام مصدق. کارشکنی انگلیسی ها در ایران، اهمال روسها، سرنگونی دولت دموکراتها در آمریکا، اشتباهات سریالی مصدق و فاطمی و همبستگی همه منتقدان مصدق باعث شد تا ایران به هیچکدام از این دو پرتگاه نیوفتد و دستکم ربع قرن دیگر در آرامش طی کند.

بهرام روشن ضمیر


دکتر مصدق به موجب اختياراتي که در مرداد 1331 از مجلس گرفته بود مي توانست رأساً قوانيني را تصويب و به مرحله اجرا گذارد. يکي از اولين محصولات اين اختيارات، «قانون امنيت اجتماعي» بود که دکتر بقايي در وصفش مي گفت: از ياساي چنگيز هم بدتر است.

قانون امنيت که در اول آبان به تصويب دکتر مصدق رسيد مشتمل بر 9 ماده است که مواد 5، 2، 1 آن بر خلاف اصول آزادي و دموکراسي در تمام دنياست. في الواقع دکتر مصدق پس از خو گرفتن به حکومت نظامي قانوني را وضع نمود که بعدها سازمان اطلاعات و امنيت کشور (ساواک) بر مبناي آن تأسيس شد.

غيرقابل دفاع بودن «قانون امنيت» به حدي بود که دکتر مصدق شايع کرد اين طرح توسط دکتر شايگان و دکتر سنجابي تهيه شده است ولي دکتر شايگان در يکي از جلسات مجلس سخن نخست وزير را رد کرده و گفت: حتي آن را تأييد هم نکرده است. (219) بعد معلوم شد که دکتر مصدق خود واضع و مبتکر اين قانون ظالمانه بوده است. پس از سقوط نهضت ملي به وسيله کودتاي 28 مرداد، همين قانون ملاک عمل دولت کودتا قرار گرفت و حتي برخي سران نهضت ملي را به موجب قانون امنيت دکتر مصدق تبعيد کردند و اسفبارتر از همه آنکه آنقدر اين قانون خشن و ظالمانه بود که سرلشکر زاهدي رئيس دولت کودتا قدري آن را تلطيف نمود. و چنانچه اشاره شد اين قانون امنيت پايه هاي ساواک را بنا نهاد. سازمان سفاکي که دهها سال وحشت و اختناق را بر ملت ايران حاکم ساخت.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/02/01ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

مصدق با گسستن از نخبگان به تدریج شیفته توده‌ها شد و همین زمینه‌ساز گرایش او به پوپولیسم شد. هر چند كه هنوز پوپولیست نشده بود. راه مصدق لاجرم به شكست منتهی می‌شد. نخست‌وزیر مشروطه در غیاب پارلمان ذاتا معزول است اما مصدق حتی آن اندازه به پروژه خود اطمینان نداشت كه در غیاب پارلمان مشروطه و در دوره كودتای شاه علیه دولت ایران در 25 مرداد منویات واقعی خود را آشكار و اعلام جمهوریت كند. مصدق محكوم به شكست بود چون قواعد بازی سیاسی در جنگ سرد را بكار نبست. كشوری كه دوستی در جهان نداشته باشد دشمنان بسیاری خواهد یافت. مصدق نه جانب شرق را گرفت نه جانب غرب را، حتی چون غیرمتعهدها راه سومی را در پیش نگرفت. مصدق در 28 مرداد سقوط نكرد آن روز كه از حكومت قانون فاصله گرفت سقوط كرد. آن روز كه تفكیك قوا را لغو كرد، مجلس را منحل كرد، از رهبری جبهه ملی شانه خالی كرد، در برابر ترور سكوت كرد، در پارلمان رزم‌آرارا به مرگ تهدید كرد، آن روز زمان سقوط مصدق بود. مصدق بزرگ بود ولی اشتباهاتش بزرگ‌تر.

سوسیال -دموكراسی مصدق البته پیش از آنكه با سوسیال -دموكراسی‌های مدرن اروپایی یا راه‌سوم آنتونی گیدنز نسبت داشته باشد رنگ‌وبوی دموكراسی‌های هدایت‌شده سوهارتو و تیتو و ناصر را داشت.

او از سوی دیگر به عنوان یك قهرمان مبارزه با استعمار سعی می‌كرد آرای مردم را مهندسی كند. بیسوادان را از حق رای محروم كند،‌ پارلمان را در خیابان منحل كند، نفت را ملی كند، جهان را علیه خود متحد كند و قانون را به نفع آرمان خویش نادیده بگیرد و این تناقض بزرگ مصدق بود. مردی كه از دموكراسی برخاسته بود علیه دموكراسی بپا خاست چرا كه دموكراسی را اسیر دست مخالفان خود دید. مصدق لیبرال نبود نه در اقتصاد به سرمایه‌داری باور داشت و نه در سیاست به پارلمانتاریسم.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  91/01/10ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

 کودتای نخست ارتش در ترکیه – 1960

 کودتای دوم ارتش در ترکیه – 1971

کودتای سوم ارتش در ترکیه – 1980

  کودتای چهارم ارتش در ترکیه – 1997

  کودتای سرهنگان در یونان - 1967

کودتای حزب بعث در عراق - 1968

  کودتای پینوشه در شیلی - 1973

کودتای خمرهای سرخ در کامبوج - 1975

 8.     کودتای ارتش در پاکستان (پرویز مشرف) – 1999


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/12/26ساعت 10  توسط ایرانشناسی  | 

بهرام روشن ضمیر: «هنگامی که خاورشناسان اروپایی واژه‌ی "خوئت‌ وَدَس" را زناشویی با نزدیکان معنا کردند، پارسیان هند و زرتشتیان ایران واکنش بسیار تندی نشان دادند. چون آن‌ها چنین پیوندی را نه می‌شناختند و نه هرگز انجام داده بودند. شنیدن چنین چیزی از زبان خاورشناسان، برای زرتشتیان شوک‌آور و شگفت‌انگیز بود. این واژه نه تنها در گاهان به‌کار برده نشده است، بلکه رد پایی در بخش‌های کهن اوستا نیز ندارد. نمونه‌های انگشت‌شمار تاریخی هم که از زناشویی نزدیکان گزارش شده است، پیوندی با دین زرتشتی پیدا نمی‌کند.»

به نظر میرسد زناشویی با نزدیکان در اندیشه ایرانیان باستان به شکل انتزاعی وجود داشته است. ولی درباره عینی بودن آن در تاریخ ایران واقعا جای شک و شبهه وجود دارد.
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/12/15ساعت 13  توسط ایرانشناسی  | 

1.     جولیوس سزار در رم - 49 پیش از میلاد

2.     ناپلئون بناپارت در فرانسه - 1799

3.  سید ضیاالدین طباطبایی با کمک رضاخان   در ایران - سوم اسفند 1299 خورشیدی – 1921

4.     موسولینی در ایتالیا-   1922

5.     آتاتورک در عثمانی – 1923

6.     فرانکو در اسپانیا – 1936

7.     افسران آزاد در مصر - 1952


برای دیدن جزئیات بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/12/13ساعت 0  توسط ایرانشناسی  | 

بنیاد جمشید برگزار میکند

ازدواج در ایران باستان


بررسی موضوع ازدواج با محارم یا زناشویی با نزدیکان

سخنران: بهرام روشن ضمیر

یکشنبه 7 اسفند ساعت 5

خ کریمخان، خ خردمند شمالی، اول کوچه شهید اعرابی غربی، پلاک 4 طبقه دوم



ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/12/06ساعت 12  توسط ایرانشناسی  | 

 شادروان مصدق که با عصبیت فراوان، در واکنش به تردید همگنان، عنوان «دکتر» را حتی در امضای خود به کار می‌گرفت، بدون تردید فردی زیرک، میهن‌دوست، پاکدامن و در عین حال، از نظر پندار و کردار، آدمی بسیار پیچیده بود. آنچنان که به گمان، هیچ‌ کس نتوانسته باشد از مکنونات واقعی در ژرفای اندیشه و اهدافش سر در آورد. دوست‌دارانش بر این باور هستند که او پس از عبور از کشمکش‌های توان‌فرسای مربوط به ملی کردن نفت و تعطیل کردن مجلس به شخصیتی عصبانی و لج‌باز تبدیل شده بود، ولی نشانه‌های قاطعی در دست است ثابت کننده این حقیقت که ایشان از‌‌ همان آغاز این کشمکش‌ها شدیدا عصبی، متعصب و لجباز بود.

دکتر مصدق - پارچه پارچه بکنند، زیر بار حکومت این جور اشخاص نمی‌رویم، (به) وحدانیت حق خون می‌کنیم، خون می‌ریزیم، و کشته می‌شویم (با عصبانیت) اگر شما نظامی هستید من از شما نظامی‌ترم. می‌کشم. همین جا شما را می‌کشم. امامی - من از آقای مصدق تعجب می‌کنم! مجلس جای استدلال و بحث است نه جای منازعه و مشاجره و فحش. اگر جای فحش بود چند نفر چاله میدانی می‌آمدند اینجا(مذاکرات مجلس شورای ملی، جلسه ۴۲، روز پنجشنبه ۸ تیرماه ۱۳۲۹، به نقل از روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران، سال ششم، شماره ۱۵۶۹، پنجشنبه ۱۵ تیر ۱۳۲۹، صفحه اول).



ارزش دارایی‌های شرکت نفت ایران و انگلیس در خارج از مرزهای ایران از سه برابر ارزش دارایی‌های آن در داخل ایران بیشتر بود و ۱۶ درصد در آمدهای مربوط بدان علی‌الاصول می‌بایستی به ایران برسد.

منوچهر فرمانفرما، از بستگان نزدیک مصدق و از کار‌شناسان برجسته نفتی در آن دوران که در کتاب «خون و نفت»(ترجمه فارسی، انتشارات ققنوس، تهران ۱۳۸۳) تاکید دارد که نسبت به سهم ۱۶ درصدی ایران در شرک‌های تابعه (۵۹ شرکت) از مصدق خواست سهل انگاری نشود. وی در صفحه ۸-۳۲۷‌‌ همان کتاب می‌نویسد: «مدیریت شرکت نفت انگلیس و ایران... به ایران فشار آورد تا ادعاهای خود را نسبت به شرکت‌های تابعه کنار بگذارد. و این مصدق بود که سرانجام این ادعا را دور انداخت. او گفت که این کار به صلاح ملت ایران است. در واقع او بیش از هر کس دیگری در تاریخ به زیان ایران عمل کرد.»

شادروان دکتر فواد روحانی، مشاور فنی- حقوقی مصدق که بعد‌ها به دبیرکلی اوپک رسید، به عنوان شاهد عینی ماجراهای نفتی آن دوران صحبت می‌کرد. در آن جلسه، به تصدیق شادروانان دکتر محمد یگانه و مهندس فتح‌الله نفیسی، دو تن دیگر از مشاوران و برجستگان امور نفتی ایران که در جلسه حضور داشتند، تایید نمود که در آخرین پیشنهاد راه حل بریتانیا که به «پیشنهاد مشترک» انگلیس و امریکا معروف است، به موضوع حقوق مورد ادعای ایران در سهام ۱۶ درصدی ما در شرکت‌های تابع به عنوان یک احتمال قابل بحث، اشارات غیرمستقیمی رفته است و ادامه داد مع‌الوصف آقای نخست‌وزیر، ما (مشاوران فنی و حقوقی) را خواست و گفت آقایان بروید و راه رد کردن این پیشنهاد را پیدا کنید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/12/01ساعت 9  توسط ایرانشناسی  | 
انگ "ملی گراها بی سوادند" دستکم از دهه 20 خورشیدی مطرح بوده است! امیدوارم روزی این انگ دیگر جای کار نداشته باشد.

در شماره جدید ماهنامه خواندنی به مدیریت مسئولی ویدا صارمی نوری زیر نظر شورای سردبیری، جدا از همان فضای "اجنبی ستیزانه" و "ناسیونالیسم منفی" و "توهم توطئه دایی جان ناپلئونی" اش، مطالبی به غایت مغشوش و نابجا و ناروا نوشته شده است. به گونه ای که خواندن همین یک شماره، هر خواننده اهل فرهنگ و خردی را نه از ماهنامه مذکور که از هرچه ملی و ملیگراست زده میکند.

این ماهنامه به کوشش تارنمای ایرانبوم هر ماه بر روی اینترنت قرار میگیرد.

در این یادداشت نقدی دارم بر دو مطلب یکی این وطن مصر و عراق و شام نیست و دیگری بر پایۀ قوانین هنوز بحرین، یکی از استانهای ایران است 


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  90/11/09ساعت 13  توسط ایرانشناسی  | 

  RSS 

 
  بالا